شماره های پیشین

رونق از کسب رفته است

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

به پاساژ ایفل که وارد شوی و از پله ها برای رسیدن به طبقه زیرین پایین بروی در کنارپله ها مغازه ساعت‌سازی کوچکی است که مهر نام دارد.کسبه پاساژ از وی به عنوان یکی از سه  بازمانده نسل قدیم فعال در پاساژ یاد می‌کنند . وی تنها بازمانده از پنج استاد ساعت ساز اصفهان است. مغازه آنقدر کوچک است که  با حضور من در کنار مشتری که با حسین بدیعی، استاد  ساعت ساز در حال گفت وگو است، فضای زیادی باقی نمی ماند. استاد دعوت من برای گفت وگو را با روی باز قبول می کند و از 52 سال فعالیتش در پاساژی می گوید که روزگاری رونق داشت و امروز از رونق افتاده است. وی به بی رونق شدن کسب و کار این روزهایش اشاره می‌کند و سریع تصویری از شلوغی های قدیم پاساژ برای من ترسیم می‌کند.استادحسین  به باقیمانده چسب های چسبیده به شیشه های مغازه که به پله های ورودی راه دارد اشاره می‌کند و می‌گوید : آن وقت‌ها که جوان تر بودم ‌این چسب ها را به شیشه چسبانده بودم که زنانی را که از پله های پاساژ پایین می آمدند، نبینم.وی  از حضور بسیار  زنان به این پاساژ برای خرید به عنوان هجوم یاد می‌کند و از صدای  تالاق تالاق پاشنه های کفش زنان می‌گوید که غیر قابل تحمل بود.  وی به رونق حرفه اش در قدیم اشاره می‌کند. روزگاری که سه  کارگر در مغازه وی کار می‌کردند و یکی از آنها نصف روز کار می‌کرده و دوتای دیگر از صبح تا شب کار می کردند. یکی از کارگرها چایی  درست می کرده و  دو نفر دیگر در بخش زیرین مغازه کار می‌کردند و خود استاد نیز در بخش بالایی مشغول بوده است.استاد حسین می گوید: در قدیم روزی 30 عدد  ساعت درست می‌کردم و حالا باید ماه‌ها بگذرد تا آشنایی ساعتی برای تعمیر بیاورد.  او با اشاره به از دشواری‌های گذران زندگی، از روزهایی می‌گویـــد کـــه حتـــی با تعمیـــر ســه عـــدد ســاعت نیــز زندگی اش تامین بود  و از ۱۲۰ تومان درآمدی که از تعمیر این سه ساعت کسب می‌کرد ، دو تا ۱۰ تومان  به شاگردان می داد  و پنج تومان هم به کارگر  نیمه روز می داد و بیست تومان هم برای غذای آنها صرف می کرد و باز هم  ۶۰ تومان برای اداره زندگی اش باقی می ماند. وی تاکید می کند که دیگر کارجدیدی از من بر نمی آید که برای گذران زندگی  به آن مشغول شوم؛  در حالی که در حرفه خود تجربه دارم و می توانم بگویم هر ساعت چند دنده چرخ دارد و نمی توانم تجربه ام را رها کنم .  وی می گوید: کسبه ای که دکان اجاره ای دارند از من پریشان ترند و زندگی به آنها  سخت می گذرد.استاد با تاکید بر اینکه  یکی از این ساعت هایی را  که امروز پشت ویترین مغازه ها ی ساعت فروشی است  تایید نمی‌کنم، از فردی در تهران می گوید که به وی گفته بود برایت ساعت می فرستم، ساعت ها را بفروش، سودش را بخور و چند ماه بعد اصل پول را بر گردان و سود ببر .  وی به پاسخش به آن فرد تهرانی اشاره می‌کند: به او گفتم  این ساعت ها را که می‌فرستید اگر به مشتری بگویم خوب نیست، کسی حاضر می شودآنها را بخرد ؟می گفت نه و داستان مشارکت به پایان رسید. استادحسین به افراد مشهوری که برای تعمیر ساعت به مغازه اش آمده اند اشاره می‌کند و از استاد ایرج، خواننده به عنوان مشهور ترین آنها نام می برد./ گروه هم محله

url : http://www.hammahale.com/node/16043

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.