شماره های پیشین

گنج‌هایی در بازار كه كسی به آن توجه نمی‌كند

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
رد قدمت در بازار نیم‌آور

در محله گردیمان در منطقه 3،  در خیابان عبدالرزاق که پر است از نشانه‌های تاریخ کهن اصفهان، اسم یک بازار قدیمی که البته تا به حال پایمان به آنجا نرسیده بود، ما را به سمت خودش کشاند؛ «بازار نیم آور». اگر بخواهم حقیقت را بگویم، اسمش را هم نشنیده بودم. خوبی  محله گردی هایمان دیدن مکان‌هایی است که تا به حال فرصت دیدنش را نداشته ایم یا اصلا از وجودش بی اطلاع بوده ايم.چندان مستندسازی از این بناها و مردمی که سال ها در این بنا نفس کشیده‌اند و زندگی کرده‌اند، وجود نداشته  است و یقین دارم بسیاری از دوستان هم سن و سال خودم اسم این بازارها را هم نشنیده‌اند و این ضعفی است که باید حل شود  تا نسل جدید خاطراتی از این مکان ها داشته باشند و از گذشته خوب بدانند.سر بازار نیم آور بعد از گذشتن از مغازه روحی فروش‌ها که هنوز سرشان شلوغ است و مشتری خودشان را دارند، اسم بازار حک شده است. کمی که داخل می‌شوی، ستون‌ها و سقف‌های گنبدی شکل که به تازگی بنا شده، روبه‌روی مغازه‌هایی که قدیمی است و انگار محصور شده‌اند، توی ذوق می‌زند. طرح توسعه و بازسازی بازار و سقف ها نیمه‌کاره رها شده است. کنار یکی از ستون ها پیرمردی روی یک گاری قدیمی چوبی میوه می فروشد و خاطرات میوه فروش‌های قدیمی محله‌ها را تداعی می‌کند.بعد از گذشتن از چند ستون، یک مرتبه ورودی نابسامان بازار رخ نشان می‌دهد و از قدمت طولانی آن خبر می‌دهد. فرسودگی بعضی مغازه‌ها به خوبی مشهود است. دهانه بازار کمی تنگ می‌شود و بعد از گذشت از دهنه سمت راست، مدرسه نیم آور به خوبی دیده می‌شود؛ مدرسه‌ای قدیمی  که یکی از وزنه‌های بازار نیم آور است. همه جای بازار را برانداز می‌کنیم تا بهتر ببینیم. کمی جلوتر یک کاشیکاری قدیمی با دو سکوی سنگی که به نظر می‌رسد مسجد باشد به چشم می‌آید؛ اما اسم خاصی ندارد و تشخیص مسجد بودنش هم سخت است. کنار مسجد سقاخانه قدیمی است و ردپای دود از روشن کردن آتش تا شمع تا دیوارهای بیرون سقاخانه رسیده است. حالا اما یک آبسردکن امروزی داخل سقاخانه مردم را سیراب می‌کند. دیوار بیرون مسجد نشان از قدمتش دارد. مسجد خشت و گل است و بعضی قسمت ها نیاز به مرمت دارد. دیوار به دیوار سقاخانه یک بنای قدیمی در ادامه مسجد بود که درشت روی دیوار نوشته بودند کتابخانه. نوشته‌های زیادی هم به دیوار زده بودند که حاوی حدیث و نکات معنوی بود. در کتابخانه باز بود. در زدیم و وارد شدیم. یک اتاق قدیمی که قفسه بندی شده بود. یک مرد میانسال روی زمین و پشت قفسه کتاب نشسته بود. بلند شد و پشت میز نشست و از کتابخانه گفت: «این کتابخانه عاشورا و انتظار است. برای کسانی که می‌خواهند سیر مطالعاتی داشته باشند؛ از قیام امام حسین (ع) تا قیام حضرت بقیه الله (ع). افراد برای مطالعه اینجا می‌آیند». کتابخانه قسمتی از مسجد بود که برای مطالعه اختصاص پیدا کرده بود. کنار یک دالان کوچک که وارد حیاط مسجد می‌شد، داخل حیاط یک حوض کوچک آبی قرار داشت. سقف و ستون‌های چوبی از قدمت مسجد خبر می‌داد. مسجد میرزا احمد هنوز هم برقرار است و ظهر‌ها برای نماز درب چوبی قدیمی‌اش باز می‌شود. در بازار قدیمی‌ترها سرمایه‌اند. خاطرات و گذشته بازار را به خاطر دارند و مستند زنده هستند. کمی جلوتر از مسجد دکان نجاری حاج محمد است. صاحب دکان روی صندلی جلوی درب مغازه نشسته. داخل دکان پر است از چوب و محصولات نجاری. استمبولی مغازه هم آتشش گرم است و چایی کنار آتش در طول روز خستگی نجار را از تن بيرون می‌كند.محمد نم نبات، کلید دار مسجد میزرا احمد است. 65 سال است، نجار بازار نیم‌آور است. با آنکه 95 سال سن دارد؛ اما قدیم را خوب به خاطر دارد؛ وقتی را که میرزا احمد در مسجد نماز می‌خوانده. می‌گوید: «میزاحمد وقتی در مسجد نماز می خواند تا کنار حوض و بالای مسجد جمعیت می آمد. یک روز به آقا می‌گویند اجازه بدهید خانه کنار مسجد را بخریم تا بیندازیم سر مسجد؛ اما آقا می‌گویند وقتی من مردم خودش گشاد می شود. وقتی میزاحمد مرد، مسجد خلوت شد.» از گذشته بازار می‌گوید و معماری‌اش که حالا دیگر اثری از آن نیست:«از دم بازار طاق داشت تا مدرسه که خراب کردند، از کنار مسجد تا وسط بازار هم سقف داشت که خراب شد». به سقف بالای سرش که سازه فلزی دارد اشاره می‌کند و می‌گوید:« آنها خراب شد و این زلنگ و زولونگ را ساختند. قراره دوباره بازسازی کنند؛ اما کی بودجه‌شان فراهم بشود خدا می داند.»برای نیم‌آور و وجه تسمیه‌اش هم اشاره به قصه ای قدیمی می کند درباره حضرت سلیمان. نقل می‌کند:« سلیمان دخترش بیمار می‌شود و می‌گویند باید برود جایی خوش آب و هوا. می آید اصفهان و همین مکان را انتخاب می‌کنند و می‌گویند نیم‌آور خاک را بیارید بالا تا ببینیم آب هست. از آنجا به نیم‌آور معروف شده است.»بازار نیم‌آور هم مثل همه بازارها شلوغ و پر رفت و آمد بود. هرچه جلوتر می رفتی شور و هیجان بازار بیشتر می‌شد. خاصیت بازارهای قدیمی این است انگار زندگی در آنها جریان دارد. کمی جلوتر سراغ یک عطاری قدیمی رفتیم. فروشنده شغل پدر را دنبال کرده  و صد سالی خانواده با عطاری درگیر بوده‌اند. وی تعریف دیگری برای اسم نیم‌آور دارد. خوانده شدن بازار به نیم آور را حمل نیمه آجر با الاغ برای بازار عنوان کرد. می‌گويد: «وقتی برای ساخت بازار نیمه آجر سوار الاغ ها می‌کردند و خودشان راهشان را پیدا می‌کردند، بناها با دیدن آنها از داخل بازار صدا می‌زدند نیمه‌ها را آورد و کم‌کم به نیم‌آور معروف شد.» سعید عطاران می‌گوید، شغل نانوایی و آشپزی شغل‌های شاخص بازار بوده است. بازار نیم آور سرا و تیمچه دارد و نقش موثری در مبادلات بازار داشته است. هنوز هم تیمچه ها و سراها فعال هستند. البته امروز کاربری‌شان تغییر کرده است. نزدیک مغازه عطاران تیمچه متروکه مجدد احیا شده بود و جوان ها به کسب و کار مشغول بودند. به گفته این عطار، سراهای بازار دو طبقه است و حالت هتل داشته و کسانی که برای مبادله کالا می‌آ‌مدند طبقه بالا استراحت می‌کردند؛ اما تیمچه برای تجار بوده است. امروز سرای خوانساری در بازار فعال است و طبقه دوم که روزی محل استراحت بوده به کارگاه تبدیل شده است.عطاران از رونق نداشتن بازار گله مند است و ترافیک و نبودن پارکینگ در خیابان را موثر می داند: «بازار امروز سمبلی شده است و دیگر مثل قدیم استقبال نمی‌شود و بازار به بیرون و حاشیه خیابان کشیده شده است. خیابان عبدالرزاق شلوغ است و جای پارک نیست. مردم ترجیح می‌دهند از کنار خیابان خریدشان را انجام دهند و بروند. »در لابه لای محصولات عطاری، صابون های قدیمی که مادر بزرگ ها استفاده می کردند هم دیده می‌شود؛ اما عطاران معتقد است این صابون‌ها که این روزها خریدار جوان پیدا کرده، کیفیت قدیم را ندارد و معلوم نیست چطور تهیه می‌شود. او به طبابت عطارها در قدیم اشاره می‌کند؛ اما معتقد است کارش طبابت نیست و به هیچ عنوان این کار را نمی‌کند.مغازه این عطار قدیمی قدمت زیادی دارد؛ اما شغلش برایش مشکل ساز شده است. بسیاری از مشاغل در بازارهای قدیمی اصفهان با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند و بین دعوای بین دو سازمان میراث فرهنگی و بهداشت مانده‌اند. از یک طرف شغلشان باید بهداشتی باشد و محیط تمیز و از طرف دیگر مغازه‌شان برای میراث مهم است و نباید معماریش تغییر کند؛ اما می ماند بلاتکلیفی این اقشار که نمی دانند چه کنند. هنوز این دو نهاد برای حل مشکل به اجماع نرسیده‌اند و این کسبه بازار هستند که متضرر  می‌شوند.بازار در حال فعالیت است. افراد در حال خرید و معامله هستند. بار‌برها با گاری هایشان در حال جابه جا کردن بارها هستند و بازار قدیمی نیم‌آور هنوز جان دارد و زنده است. این زنده بودن باید غنیمت شمرده شود و دیده شود. گنج هایی در بازارهای قدیمی اصفهان است که کسی به آن توجه نمی‌کند و این میراث ماندگار برای آیندگان است. / گروه هم محله

url : http://www.hammahale.com/node/16046

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.