شماره های پیشین

محرومیت، شاخصه مهم این شهرک است

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

زهره السادات کاظمی

 

 

منطقه هفت شهرداری اصفهان بافت متفاوتی نسبت به دیگر مناطق دارد. محله های قدیمی وفرسوده، محله های جدید وآپارتمان نشین وشهرک‌های جدید که تعدادشان کم هم نیست. از ابتدای اتوبان تهران، بریدگی کنار جاده فلش زده به سمت شهرک ولی عصر. این شهرک یکی از شهرک های منطقه است  که البته دورترین منطقه هم هست. از ابتدای محله که وارد می شوی بلوار اصلی تازه کف فرش شده؛ ولی هنوز انباشته های خاک به چشم می خورد.

فضای سبز بلوار چندان جالب نیست ومشخص است اقدامات عمرانی تازه شروع شده است. هر چه به داخل بلوار حرکت می کنیم وبه آخر شهرک می‌رسیم از فعالیت عمرانی کم می شود. تل‌های خاک وسط بلوار نشان می‌دهد با آنکه شهرک قدمت زیادی دارد؛ اما از نشاط وسرزندگی وپیشرفت خبری نیست. درحاشیه بلوار شغل‌های  کارگاهی ومزاحم زیاد دیده می شود و انسان یاد شهرک صنعتی می افتد تا مسکونی. مکانیکی وصافکاری وشغل های مزاحم واحدهای تجاری کنار جاده را پر کرده است. انتهای شهرک وارد کوچه شریعتی می شویم. با آنکه شهرک است وباید خانه های منظم و با بافت جدید ببینی؛ اما بیشتر به شهرکی می ماند که چندان نظم خاص شهری ندارد. خانه های فرسوده که نمای جالبی ندارند وحتی بسیاری از آنها نما هم نشده است. زمین‌های بایر در میان خانه‌ها زیاد دیده می شود. هر چه به انتهای کوچه نزدیک می شویم بر حجم زمین های بایر وکشاورزی رها شده، افزوده می شود. هنوز البته برخی از زمین ها با کاربری کشاورزی باقی مانده است. زباله‌ها ونخاله‌های رها شده، از شاخصه‌های زمین های بایر است. انتهای کوچه، اتوبان تهران به خوبی دیده می شود. زمین‌ها خاک‌های نرمی دارد و اگر کمتر بادی بوزد، به راحتی تلی از خاک را به هوا بلند می کند. رفتگری مشغول کار است. زباله هایی که مردم بی موقع گذاشته اند را جمع وجور می کند. خودش را مصطفی معرفی می کند. یکسال ونیم است که  رفتگر شده است. در شهرک ولی عصر مشغول نظافت است. از زمین‌های بایر که زحمتش را به باد می‌دهد گله دارد و می گوید: «مردم که نامنظم هستند در گذاشتن زباله  رعایت نمی‌کنند و به آموزش ها هم توجه ندارند. البته بیشتر ساکنان آن هم افغان شده اند. تقریبا ازهر سه خانه یک خانه افغان هستند». رد آتش روی دیوار خانه های آخر کوچه دیده می شود و مصطفی می گوید:« این ها کار معتادهاست. پای ساختمان مردم آتش روشن می کنند وناامنی درست می‌کنند. وسط زمین های بایر پاتوقی داشتند که (با دست نشان می دهد و می گوید) رد پاشون آنجا هست.» شهرک فضای سبز مناسب وجایی برای بازی بچه‌ها ندارد. پسر بچه ها با دوچرخه توی زمین‌های خاکی مشغول بازی‌اند و همه تفریحشان دویدن توی این زمین‌های خاکی ودوچرخه سواری است.خانمی میانسال با دخترش در حال عبور است. وقتی از وضعیت شهرک می پرسیم. می گوید21 سال است ساکن شهرک است واز فریدن آمده. اگر چاره‌ای داشت حتما تا حالا شهرک را رها کرده بود و به دیارش بر می گشت. دل پری دارد ومی گوید:« این شهرک هیچ ترقی ندارد و فروش مواد مخدر بیداد می کند. حتی من به چشم خودم شیشه کشیدن بچه ها رو دیدم وامنیتی وجود ندارد.»بنا به گفته این ساکن قدیمی شهرک، اکثر ساکنان از شهرهای اطراف اصفهان به اینجا مهاجرت کرده اند و ترک و لر زبان در این شهرک زیاد دیده می شود. البته افغان‌ها هم سهم قابل توجهی دارند. شهرک ولی عصر با آنکه قدمت بالایی دارد؛ اما از امکانات کم ورزشی وتفریحی برخوردار است وتقریبا این امکاناتش برای بانوان صفر است. این خانم می گوید: «برای یک تفریح و ورزش ساده باید به شاهین شهر برویم. یک فضای سبز مناسب ندارد. یک فضای سبز دارد؛ اما خانم‌ها جرئت نمی کنند داخلش بروند؛ چون پاتوق جوان‌ها شده است. »نداشتن روشنایی مناسب و سوت وکور بودن کوچه ها به خصوص در شب، جو ناامنی برای خانم ها به وجود آورده است. به گفته این خانم کوچه شهید کرمی بهترین کوچه بود؛ اما امروز از مشکلات بسیاری رنج می برد و رسیدگی ارگان‌های مختلف در این شهرک چندان محسوس نیست.محله فاقد فرهنگ سرا وکتابخانه است وتقریبا ازامکانات فرهنگی محروم است . تقریبا داخل هر کوچه که می شوی خانه های زیادی می‌بینی که چندان وضعیت مناسب یک شهرک را ندارند. داخل هر کوچه تعداد آرایشگاه‌های زنانه و بنرهایی که نشان از وجود یک آرایشگاه می دهد تعجب آور است. رشد قارچ گونه آرایشگاه‌ها در کوچه‌ها؛ آنهم در فاصله های بسیار کم قابل تامل است و چگونگی گرفتن مجوز فعالیت این آرایشگاه‌ ‌ها، جای سوال دارد! البته به نظر نمی‌رسد از مجوز خبری باشد. داخل کوچه حضرت ولی عصر می شویم. در کوچه یک ساختمان آجری به نام مسجد ومجتمع درمانی حضرت «ولی عصر» خودنمایی می کند. ساختمان نیمه کاره است و روی تابلوی کنار ساختمان نوشته« با همکاری شهرداری وخیریه قراراست ساخته شود.» مجتمعی که کارکرد مذهبی، فرهنگی، درمانی وخدماتی دارد؛  اما به نظر می رسد فعلا به صورت مذهبی وبرا ی اقامه نماز از آن استفاده می کنند. احمد رضا قائد امینی، ساکن کوچه است و از وضعیت محل می گوید: «مشکلات محل زیاد است . زیر سازی وآسفالت درستی ندارد. مراجعه می کنیم برای مشکلات، می‌گن بودجه نداریم. همه گروهی در این منطقه زندگی می کنند. معتاد ومواد فروشی در آن زیاد دیده می شود. شغل مردم کارگری است که همه هم بیکار هستند. من خودم ودو تا پسر بزرگم بیکاریم. شغلم بنایی ساختمان است؛ اما حالا بیکاریم.» قائد امینی یکی از مشکلات شهرک را  نداشتن یک شورا عنوان کرد وگفت: «یک شورا وجود ندارد که مشکلات محل را رسیدگی کند. دو نفر هستند که مشکلات محل را پیگیری می کنند؛ اما کارها خوب پیش نمی ره وبرای محل اثر خاصی نداره. »از کوچه ها که عبور می کنی وبه داخل خیابان اصلی می رسی منظر شهری جالبی در شهرک نمی بینی و حاشیه نشینی به خوبی مشهود است. تقریبا هیچ یک از شاخصه های شهر نشینی را در این شهرک با سابقه، پیدا نمی کنی. در انتهای جاده ودرست کنار خیابان اتوبان تهران، یک زمین آسفالت که با فنس محدوده بندی شده، کنار یک کارگاه عمرانی، برای بازی بچه ها در نظر گرفته شده است. خاک‌های تلنبار شده کنار زمین بازی، منظره بدی به وجود آورده وکودکانی از سر ناچاری در این زمین مشغول بازی هستند. زمینی که به نظر می رسد، همه امکانات تفریحی بچه‌های شهرک ولی عصر است وبچه‌ها چه شادمانه با توپشان فوتبال بازی می کنند.

url : http://www.hammahale.com/node/16082

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.