شماره های پیشین

آتشی که در شب های تار، دل های افسرده را قوت می داد

تاریخ درج : چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
پيچ و خم دلربایی که با روانتان گفت و گو می کند

لیلایزدانی

 

 

سیما و منظر خیابانی که ما را به عناصرتاریخی اصفهان، منارجنبان و آتشگاه می رساند، از ســیــمــا و منظر خوبــی برخوردار نیست. وجود کارگاه های چوب بری، صافکاری ها و ساختمان های قدیمی رها شده تصویر زیبای از این محور تاریخی  اصفهان در چشم گردشگران ترسیم نمی کنند. محدوده های پیرامون این دو اثر تاریخی نیز با وجود طرح پیشنهادهای بســـیاری بــــرای ســـامــانــدهی در سال های قبل  هنوز سامان نیافته اند و نابه‌سامانی پیرامون این آثار در کم رنگ شدن آن در نزد گردشگری نقش داشته است. سال‌ها پیش  از ساخت یک مرکز گردشگری تفریحی بـــا مـــشـــارکــت بخش خصــوصــی در آتشگاه سخن به میان آمده بود؛ اما این مرکز هم ساخته نشد تا نگرانی علاقه مندان میراث فرهنگی در زمینه محوطه اطراف دو اثر تاریخی همچنان پا بر جا بماند. 

 

 

 

ییشتر گردشگران بعد از ورود به اصفهان ،تنها به سراغ بناهای معروف عصر صفویه ؛سی وسه پل، میدان نقش جهان وعالی قاپو می روند و غرق در زیبایی های آنها می شوند.  اگرچه شکوه این آثار ستودنی است؛ اما آثار تاریخی دیگری نیز در اصفهان وجو د دارد که تماشای آنها خالی از لطف نیست. آثاری  مانند آتشگاه با قدمت چند هزارساله اش و منارجنبان  که دریچه ای به تاریخ ما هستند، در محله کارلادان نهمین منطقه اصفهان واقع شده اند.برای رسیدن به محل آتشگاه باید به دور کوه پیچید و بالا رفت. مسیری پلکان مانند و مارپیچ  بر روی کوه ما رابه قله و بنای آتشکده می‌رساند که  این مسیر از پای کوه و محل‌های اطراف قابل مشاهده است. به بالای آتشگاه که برسیم تسلط این کوه  بر منطقه را می‌توان درک کرد. از بلندای این تپه ، می توان تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی شهر را به خوبی مشاهده کرد. آتشگاه درست بالاترین نقطه کوه قرار دارد. بنایی هشت ضلعی به قطر و ارتفاع چهار متر که نمای بیرونی آن  مدوراست. بر بالای یک کوه کوچک مخروطی شکل ، بنایی از خشت خام نظرهر بیننده  را به خود جلب می کند که به نام آتشگاه مشهور است. امروزه ويرانه هايی ازخشت های ضخيم و محكم این عمارت باقی است . این بنا دارای هشت گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود ، موبدان زرتشتی، آتش مقدس را در درون این اتاق قرار می‌داده‌اند. خشت های تشکيل دهنده ويرانه های فعلی آتشگاه از ملات همراه گل با ريگ ريزه‌هایی است که نی های حاشيه زاينده رود را نيز به آن اضافه می کرده اند تا استحکام بيشتری داشته باشد. خشت ها را در پایین تپه تهیه می کرده اند. وزن هر خشت، متجاوز از 50 کیلو ست و حمل هر دانه خشت به بالای کوه، کاری بس دشوار بوده است. دیواره های بنا به‌صورت صاف ساخته نشده اند.شکل کوه، محل استقرار و وضعیت دسترسی به آتشگاه، گویی تقدس این بنا را صد چندان کرده و مخاطبان را به افسون این بنا دعوت می‌کند .

 

 

 

 

در بنای آتشگاه، هر هشت ضلع با درگاه‌-پنجره‌های طاقی- امکان ورود نور به فضای داخل را ایجاد می‌کنند. برای وارد شدن باید از چند پله بالا رفت، تعدد این پنجره طاقی‌ها این تصور را به‌ وجود می‌آورد که شاید نور آتشگاه راهنمای شبانه برای مسافران در راه بوده تا مسیر رسیدن به شهر در شب را پیدا کنند. همچنین احتمال کاربری برج دیده بانی در دوره‌ای نیز برای بنای آتشگاه وجود دارد. البته به دلیل نبود مدارک کافی که ثابت کند این بنا محل اقامت طولانی نظامیان بوده در نتیجه احتمال دژ یا قلعه بودن این بنا کم است. بقایای خندقی نیز در محوطه پایه کوه موجود است که می‌تواند گواهی بر امکان پناهگاه بودن این مکان باشد. کاربری قسمت‌های سالم‌ مانده در بنای آتشگاه، نشان می‌دهد که این بنا احتمالا در دورانی اقامتگاه موقتی  یا محل برگزاری مراسم‌های گروهی بوده است؛ چیزی شبیه به معابد تمدن‌های کهن بین‌النهرین.جدا از بخش‌هایی که آسیب جدی دیده‌اند، قسمت سالم‌تر این بنا به سبب نوع طرح و اجرا، همان محل نگهداری آتش مقدس است که در ادیان پیش از اسلام در ایران مرسوم بوده و کاربری داشته است. این آتش همیشه روشن ‌بوده و برای روشنی خانه‌های اطراف هم از آتش آتشگاه استفاده می‌شده است. در ساخت بنا از خشت خام آفتاب پخت، خاک رس، آهک و گچ ( که با روش هشت ‌و گیر چینش شده) و چوب لویی استفاده شده است. چوب لویی در حقیقت برای طول عمرو استحکام بنا مورد استفاده قرار می‌گرفته؛ جالب است که بدانید به کاربردن چوب در ملات یک تکنیک بین النهرینی است که می تواند دلیلی براثبات قدمت آتشگاه اصفهان تا دوران عیلامی‌ها باشد. پس ازمرمت و برای حفاظت از تخریب بیشتر این ساختمان‌ ورود به اتاق‌ها ممنوع و کاملا مسدود شده است.

 

 

 

 

 افسانه گنج و راه مخفی آتشگاه

افسانه‌هایی مبنی برراهی مخفی که ازپای کوه به قله متصل بوده وجود دارد و مردم درپی یافتن این معبر و احتمالا گنج همراه آن، بارها این کوه و بنارا تخریب کرده وآسیب‌های جدی به آن وارد کرده‌اند. علاوه بر این، پروژه‌های عمرانی ساخت بنای مهیب بتونی آب انبار در این محوطه باستانی و خیابان‌ها، خانه‌ها و فضای سبزچسبیده به این اثر ملی دست به دست هم داده تا سدی در برابرکاوش و یافتن چهره واقعی این محوطه ایجاد شود . نبود مسير مشخص برای بالا رفتن از كوه نيز سبب شده علاقه مندان از سمت های مختلف از  كوه بالارفته و به تخريب بيش از پيش بنای خشتی آن كمک كنند.  در زمان بالا رفتن گردشگران از کوه هیچ راهنما یا ناظری از سوی میراث فرهنگی، بازدیدکنندگان را همراهی نمی‌کند و نبود راهنما امکان آسیب‌رسانی به بنا حتی از سوی گردشگران  را افزایش داده است و بر بخش‌هایی از کوه نیز یادگاری هایی با رنگ بر کوه نقش بسته است. صادق هدايت، نويسنده شهير در كتاب «اصفهان نصف جهان» سال ها پيش درباره آتشگاه چنين نوشته است: «كوه آتشگاه، روز آباديش، شكوه مخصوص داشته است. اين پرستش‌گاه دورش ديوار نداشته و چيزی را از كسی نمی پوشانيده. مانند آتش؛ سره و پاكيزه بوده. همان آتش جاودان نماينده پاكيزگی و زيبايی كه به سوی آسمان زبانه می كشيده و در شب های تار، از دور، دل های افسرده را قوت می داده و از نزديک، با پيچ و خم دلربا، با روان انسان گفت وگو می كرده.»زیبایی‌های کوه آتشگاه از داخل محله‌های اطراف  بیشتر پیداست و می‌توان با صراحت گفت آن نمایی که افراد از کوه آتشگاه می‌بینند نمای پشتی این بنای تاریخی است.بهترين منظره جلگه سرسبز اصفهان ،در پيچ و خم های زاينده رود از بالای  این آتشگاه نمايان است. از فراز این کوه بستر زاينده رود كه همچون مار می پيچید و با خود آبادانی و بركت به همراه می آورد ، مشخص بود. در پای کوه آتشگاه امروز بوستانی محلی قرار دارد که چند سالی از احداث آن می گذرد و اهالی محله کارلادان اوقات فراغت خود را در آن می گذرانند .مادی سهم نیز از کنار این کوه می گذرد که سال هاست خشک شده و بی جان است .

 

 

 

آن روزگاران که زنده رود بود،یاد باد

حسن پور یکی ازساکنان محله کارلادان که برای همنشینی با هم محله ای ها به بوستان مجاور کوه آتشگاه آمده است از آن روزهایی می گوید که زاینده رود در ماربین مانند مار پیچ می خورده است و برفراز کوه آتشگاه که می‌رفته اند ، زاینده رود مارپیچ را در دل محله می دیدند . وی به محوطه کوه آتشگاه اشاره می کند و از قول مدیریت شهر برای ساماندهی پیرامون این کوه می گوید که با وجود گذشت سال ها تحقق نیافته است .حسن پور به کارگاه چوب بری مجاور کوه آتشگاه اشاره می کند و از مشکلاتی می گوید که این واحد کارگاهی ایجاد می کند و وجود آن سبب می شود تصویر مناسبی از آتشگاه در ذهن گردشگران ترسیم نشود. آزادسازی دو تا سه هکتار پیرامون آتشگاه برای ساخت مجموعه گردشگری تفریحی  از دیگر مواردی است که وی به آن اشاره می کند . مجموعه ای که تاکنون احداث نشده است .

 

 

 

 روزگارهمسایگی با منارجنبان و آتشگاه

اصغر زاده شهروند دیگری است که همسایه منار جنبان است و  از همسایگی با منارجنبان احساس خوبی دارد و تاکید می کند که کوه آتشگاه و منار جنبان از سی و سه پل و چهلستون هم معروف ترند . وی  نبود راه ایمن برای رفتن بر فراز کوه آتشگاه را از مواردی می داند که جاذبه های گردشگری کوه آتشگاه را کاهش داده است و می گوید : در چین کوهی وجود دارد که بر فراز آن معبدی ساخته اند و مسیر رسیدن به معبد را پلکانی پیش بینی کرده اند و گردشگران به آسانی می توانند بر فراز کوه بروند. اصغر زاده از مشاغل مزاحمی ماند چوب بری ها و واحدهای تعمیرات خودرو در خیابان آتشگاه شاکی است  و تاکید می کند که فعال بودن این کارگاه ها از جاذبه های گردشگری کوه آتشگاه و منارجنبا ن می کاهد.

 

 

 

 

بنایی که می لرزد

تنها چیزی که باعث شده عمارتی با ۹ متر عرض و مناره‌هایی با قامت ۱۷ متر، شهرت جهانی پیدا کند، تکان خوردن این مناره‌هاست. ویژگی منحصر به فرد این مناره‌ها این است که وقتی یکی از مناره‌ها، تکان داده می‌شود، مناره‌ دیگر به همراه کل ساختمان ، می‌لرزند. منارجنبان بنایی است کهن، ساخته شده در قرن هشتم هجری. احداث اين بنا همزمان با دوران حكومت ايلخانيان مغول بوده است. گردشگران هنگامی که برای اولین بار وارد محوطه بنای منارجنبان می شوند ، محو تماشای ایوان شده و چند دقیقه ای را به تفکر و تامل در جواراین بنا می پردازند.ساختمان این بنای تاریخی از يک ايوان و دو مناره تشکیل شده است. مناره ها که جنسی خشتی دارند ، مزین به کاشی هستند و زیبایی‌های بنا را چند برابر کرده اند. برای اینکه به پشت بام و مناره ها برسید باید از داخل ایوان این بنا از پلکان مارپیچی بالا بروید. در قدیم هریک از بازدیدکنندگان می توانستند به صورت جداگانه درون مناره ها بروند و آنها را تکان دهند. اما اکنون بازدید کنندگان به دلیل حفاظت از بنا اجازه بالا رفتن از پله ها و دیدن مناره ها از نزدیک را ندارند و فردی خاص مسئول جنباندن مناره ها و رفتن به پشت بام است وهر چند ساعت یک بار این مناره ها را می جنباند.وی از پلکان ایوان بالا می رود،به بام بنا رسیده و درون یکی از مناره ها می شود. در داخل مناره ها پلکان مارپیچی ساخته شده که اوازآنها بالا می رود و با دو دست و بسیار محکم شروع به تکان دادن یک مناره می کند. هم زمان با جنباندن یک مناره، مناره دیگر هم تکان می خورد.به دلیل وجود زنگوله هایی که روی هردو مناره نصب شده می توان به وضوح تکان خوردن هردو مناره را تماشا کرد.تنها مناره ها نیستند که می لرزند. با تکان خوردن یک مناره تمامی بنا می لرزد.

 

 

 

 

  منارجنبان را مجازی ببینید

سمیه رنجبر نماینده شرکت نوین الکترونیک سپاهان که به بازدیدکنندگان منارجنبان کمک می کند تا حالا که نمی‌توانند به طبقه بالابروند و تکان خوردن مناره ها را از نزدیک ببینند،عینکی برچشم بزنند و مجازی از 34 پله بالا بروند و مناره ها را از نزدیک ببینند، از گردشگرانی می‌گوید که پس از بازدید می خواهند از علت حرکت مناره‌ها بدانند و گلایه دارندکه نمی توانند بالا بروند و مناره ها را از نزدیک ببینند.وی می گوید که 10 سال است که دیگر بازدید کنندگان نمی توانند بالا بروند و باید از پایین حرکت مناره هایی را ببینند که هر یک ساعت و نیم یک بار به حرکت در می آید. در زمانی که در محوطه منارجنبان هستیم براساس برنامه امکان دیدن حرکت مناره ها نیست و به ناچارعینک برچشم می گذارم و به صورت مجازی از مناره ها بازدید می کنم. در این فضا با قابلیت حرکت آزادانه در محیط کاملا سه بعدی به کمک دوربین به همه محیط بنا دسترسی دارم و قابلیت بزرگنمایی این عینک سبب می شود با دقت بیشتری از بازدید واقعی، از جای جای این بنا بازدید کنم.در زمان بازدید مجازی از بنا، می توانیم بشنویم که منارجنبان چه زمانی ساخته شده، دلیل ساخت آن چه بود و راز تکان خوردن مناره‌ها چیست؟ در حالی که به شکل مجازی از 37 پله بالا می‌رویم تا بر فرازمناره برسیم و تکان خوردن آن را مشاهده کنیم، می شنویم که این بنا در قرن هشتم بنا شده و هدف از ساخت مناره ها وجه تمایز دادن به بنا و جذب افراد به زیارت مقبره شیخ عبدالله کارلادانی است. مناره ها که با وجود گذشت سال ها همچنان محکم  و پا برجا ایستاده‌اند، بعدها به ایوان اضافه شده اند و یک جا ساخته نشدن، دلیل تکان خوردن بناست .بازدید مجازی که به پایان می رسد، بازدید واقعی را آغاز می کنم. مرقد عارف بزرگ شیخ عبدالله کارلادانی قرارگرفته و دورتا دورآن سوره یاسین حکاکی شده است، اولین بخشی است که به چشم می خورد.قبرعبداله ابن محمد ابن محمود يكی ازچهره های شاخص قرن هشتم هجری که در انتهای ایوان در قسمت زیرین سقف گنبدی اين بنا قراردارد، با سنگ سفیدش می درخشد. ایوان این مجموعه سقف زیبا و دیدنی دارد. سقف گنبدی بنا که با کاشی های لاجوردی و فیروزه ای پوشیده شده ، چشم هربیننده ای را به خود خیره می کند.

 

 

 

 

 چله نشینی در منارجنبان

در بنای منارجنبان هم دو اتاق کوچک وجود دارد که چله‌خانه بوده اند. عرفا به داخل آنها می رفتند و به مدت ۴۰ روز با پروردگارشان خلوت می کردند.در بازدید حقیقی آنچه هر بازدید کننده ای را متاثر می کند، بساطی است که در میان حیاط بنا برای فروش به بازدیدکنندگان چیده شده است و در میان آن می توانی از اسباب بازی گرفته تا سی ودی و قاب های گوناگون را درکنار هم مشاهده کنی که هیچ یک با یک بنای تاریخی همخوانی ندارند.قربانعلی پیرمحمدی مسئول فروش بلیت منارجنبان از بی توجهی مسئولان به این بنای تاریخی می گوید و تاکید می کندکه اگر تبلیغ بیشتری انجام و منارجنبان  بهتر معرفی شود ، تعداد بازدیدکنندگان افزایش می یابد .وی از گردشگران می گوید که از آمدن به خیابان آتشگاه رضایت دارند؛ زیرا هم از میراث تاریخی بازدید  و هم از امکانات ناژوان استفاده می کنند.

url : http://www.hammahale.com/node/16098

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.